دامن شب ستاره باران است
جلوه‌ای از خدا نمایان است

کودکی آمده که گیسویش
شرح والیل و قدر قرآن است


لیلی ایل سبز حورشید است
آیه‌های قدش فراوان است


هرکسی دل نداده بر دستش
روز محشر بدان پشیمان است


برتر از فهم و درک انسان‌هاست
خادم خادمش سلیمان است


خشت اول به نام او نشود
خانه از پایبست ویران است


آمد آیینه‌ی جمال و جلال
دستگیر ای محول‌الاحوال